کلیدواژه: تربت
کلیدواژه: تربت
به نام خدا
سلام
امروز می خواهیم راجع به ریشه [ت ر ب] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از: تربت معنی اصلی این ریشه عبارت است از تجمع یا توالی و پی در پی آمدن چیزهای ظریف یا نرم بر روی سطح چیزی که به آن چسبیده یا متصل و آویزان می شوند؛ مانند ذرات ریز خاک که در کنار هم جمع شده و به زمین چسبیده اند یا ذرات آرد که بر سطحی پخش شده اند یا دندههای قفسه سینه که از هم جدا بوده ولی به استخوان عمودی جناغ سینه متصل می شوند؛ یا انگشتان
دست که اگر چه پراکنده هستند، ولی با هم به پنجه می چسبند و دست را تشکیل می دهند؛ و چون این اجزائی که به هم الصاق شده اند با یکدیگر شباهت و سنخیت دارند، معنای دیگر این ریشه همسانی و همگونی هست. از همین مفهومِ تراکمِ انباشت یا همزمانی، واژهی تِرب به معنای همسن و همزاده نیز پدید آمده است. مثلاً وقتی گفته میشود: این دختر، تِرب این یکی است؛ یعنی هر دو با هم به دنیا آمده اند.
تَرِب و تُراب به معنای خاک هستند.
ابو تُراب کُنیه امیرالمؤمنین است. این لقب بر اساس روایات، توسط رسول خدا به او داده شد، زمانی که او را خاک آلوده در حال خواب دید. ابو تراب به معنای پدر خاک یا پدر و رئیس خاکیان است؛ از آن رو که علی علیه السلام صاحب زمین
و حجت خدا بر اهل آن پس از رسول خداست و بقای زمین و آرامش آن به او است و طبق فرمایش رسول خدا ﷺ چون روز قیامت شود و شخص کافر پاداش و کرامتی را که خدای متعال برای شیعیان علی آماده نموده ببیند گوید: ای کاش من تراب بودم، یعنی کاش از شیعیان علی بودم. این لقب از محبوبترین القاب در نزد امام علی علیه السلام بود، از این جهت که حضرت متواضع بود و روی خاک مینشست. شیعیان او نیز به جهت تَذلّل بیش از اندازه و تسلیم بودن در برابر فرمانهای حضرتش، تُراب نامیده شدهاند. √ تُرابی یعنی خاکی یا منسوب به خاک.
تُرْبَة بر وزن فُعْلَة، اسم از این ریشه بوده به خاک، زمین و خاکی که از حوالی مرقد ائمه به ویژه مرقد مطهر سیّد الشهدا علیه السلام آورده باشند گفته می شود؛ تربة به گور و مقبره هم گفته می شود.
در حدیثی آمده است که: ️
الشَّفاءُ فی تُرْبَتِهَ
«شفا در تربت حسین است»
مَتْرَبَة بر وزن مَفْعَلَة اسم مصدر بوده به معنای خاک نشینی و زمین گیری از شدت فقر و فاقه و حاجت شدید است.
تِرْب اسم از این ریشه بوده به معنای لنگه، حریف، همکار، همسان
همنشین و هم سن و سال است و جمع آن می شود اَتراب به معنی مثل و مانند یا همسالان.
در قرآن کریم اَتراب به حورالعین اطلاق شده است چون از نظر سن و قد و قواره و حُسن منظر و...با همسرانشان تناسب دارند و با آنها زوجیت
و اتصال دارند.
تَرِیبَة بر وزن فَعِیلَة به دنده یا استخوان های قفسه سینه گفته می شود چون شبیه هم هستند و در یک نقطه به هم اتصال دارند؛ جمع آن می شود تَرائب.
در آیه ی:
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ ٱلصُّلْبِ وَٱلتَّرَآئِبِ![]()
که اشاره به خروج نطفه دارد؛ در بعضی اقوال، تریبه را که نرم است منشاء نطفه زن و صُلب را که سخت است منشاء نطفه مرد دانسته اند؛ ولی از آنجاییکه نطفه زن در بدن خود زن قرار گرفته و خارج نمی شود ( آبی که در حین لذت جنسی از زن خارج می شود حاوی نطفه نیست) این مورد صحیح به نظر نمی رسد. در بعضی منابع نیز، تَرائِب را استخوانهای عانه و خاصره دانسته اند و گفته اند که صلب و ترائب، هر دو را باید در وجود مردان جستجو کرد و مایع منی که در بیضه ها تشکیل می شود از میان این کمر بند استخوانی گذشته وارد مجرای ادرار میشود. (قسمتی از مجرا ی منی که داخل لگن است اطرافش حلقه استخوانی است که در جلو استخوان عانه و در طرفین و عقب استخوان خاصره و در پشت، ستون مهره و استخوان خارجی میباشد) در بعضی منابع نیز منظور از ترائب را دنده ها دانسته اند که در این رابطه باید گفت دنده ها نیز نمونه ای از استخوانهای پهن بدن هستند که حاوی مغز استخوان در بین یا درون خود بوده و وظیفه خونسازی را به عهده دارند؛ چون نهایتاً مایع منی از خون حاصل میشود و منظور از «بَین» مغز استخوان است.
شبیه این الگو را در آیه زیر هم داریم:
نُسْقيكُمْ مِمَّا في بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبينَ![]()
از آنچه در شکم آنهاست؛ از میان غذاهای هضم شده و خون، شیری خالص به شما مینوشانیم که برای نوشندگان گواراست. که بیانگر آنست که مواد شیر یک بار از بین «فرث» یا غذای گوارش یافته گرفته شده و به خون منتقل می شوند و بار دیگر از بین «دَم» یا خون استخراج شده و شیر
را تشکیل می دهند.
بر این مبنا، در آیات ششم و هفتم سوره طارق نیز، خلقت انسان از نطفه و خارج شدن آن از صلب و ترائب، اشاره به ساخته شدن مایع منی توسط خون دارد.
استخوانهای پهن، شامل جمجمه، ستون فقرات، کتف، ترقوه، جناغ سینه، دنده ها، لگن خاصره و قسمت پروگزیمال یا ریشه استخوان های بلند در بالغین به طور همزمان فعّالیّت خونسازی دارند.
طبق مطلب فوق، به این نتیجه می رسیم که اکثر استخوان های بدن انسان با شرکت در خونسازی در تولید منی نقش دارند، که به طور کلی از آن به صلب و ترائب (استخوانهای سخت و نرم) تعبیر شده؛ که عمومیت و فراگیری را می رساند، مثل کاربرد واژه های «رطب و یابس» و «برّ و بحر» در اشاره به فراگیر بودن علم خداوند در قرآن کریم. √ ترائب همچنین کنایه از افراد همگون و هم سن و سال است.
تُرَبات به انگشتان دست
یا سرانگشتان گفته میشود.
تَرِبَ، فعل ثلاثی مجرد از این ریشه بوده به معنای خاک نشینی است و به مردی که از فقر و ناداری خاک نشین شده «تَرِبَ الرجلُ» گفته می شود. «تَرِبَتْ یداک!» نفرین است؛ یعنی: خیر نبینی! امیرالمومنین علیه السلام هنگامیکه اهل کوفه را سرزنش نمود فرمود: يا أَهْلَ الْكوفَةِ ... تَرِبَتْ أَيْديكُمْ یعنی: ای اهل کوفه دستتان در خاک باشد (از خیر محروم باشید)
اِتْراب مصدر از باب اِفعال بوده به معنای خاک آلود کردن است. معنای این باب، هم «ثروتمندی و بی نیازی» است گویا به اندازه خاک، به او مال رسیده است و هم «کم مال شدن» است؛ گویا از شدت فقر به خاک نشسته است. √ معنای دیگر این باب هم سال بودن است. «اَتْرَبَ» یعنی ثروتمند یا کم مال شد، همسال شد.
مُتْرِب اسم فاعلی از این باب بوده هم به فرد غنی گفته می شود یعنی مالش به اندازه خاک زیاد شده است؛ و هم به مرد فقیر خاک نشین گفته می شود.
نکته:
ریشه [ ر ت ب ] نیز ارتباط اشتقاقی با ریشه [ ت ر ب ] داشته به معنی پی در پی به دنبال هم آمدن است و نظم و ترتیب (ترتُّب یا مرتّب بودن) و رتبه و مرتبه تصویری از همین معنا هستند. و ریشه [ ت ر ب ] در اصل پیوستگی اشیاء با رتبه یکسان به یکدیگر است.
ترب = رتب + رتب
ریشه [ ت ب ر] که پیش تر به آن پرداخته شد نیز ارتباط اشتقاقی با ریشه [ ت ر ب ] داشته به معنای پی در پی بریدن و قطع کردن است؛ بر خلاف [ ت ر ب ] که پیوستن و الصاق پی در پی است.
تبر= رتب - رتب
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:
تُراب: خاک
مثال: أَءِذَا كُنَّا تُرَٰبًا أَءِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ: آیا اگر خاك شديم، بار ديگر آفرينش تازهاى پيدا خواهيم كرد
مثال: وَيَقُولُ ٱلْكَافِرُ يَٰلَيْتَنِي كُنتُ تُرَٰبَۢا:و كافر گويد: اى كاش خاك بودم
تِرْب: هم سال، جمع آن می شود اَتراب
مثال: عُرُبًا أَتْرَابًا: همسرانی شوهر دوست و هم سن و سال
مثال: وَعِندَهُمْ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرْفِ أَتْرَابٌ: و نزد آنان همسرانى است كه تنها چشم به شوهرانشان دوختهاند، و همسن و سالند
مَتْرَبَة: فقر شدید، درماندگی سخت
ذا مَتْرَبَة: دارای فقر شدید، به خاک نشسته
مثال: أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ: يا مستمندى خاكنشين را
تَریبَة: استخوان سینه، جمع آن می شود تَرائِب
مثال: يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ ٱلصُّلْبِ وَٱلتَّرَآئِبِ: كه از ميان صلب و سينه بيرون آيد.