کلیدواژه: غفلت

کلیدواژه: غفلت

کلیدواژه: غفلت

به نام خدا

سلام

امروز می خواهیم راجع به ریشه [غ ف ل] صحبت کنیم و کلید واژه ما عبارتست از:
غفلت
معنای اصلی این ریشه، خارج بودن چیزی از دایره توجه و آگاهی انسان است.
🔸 غَفْلَت، مصدر از این ریشه بوده به معنای بی خبری، بی‌ توجهی، سهل انگاری و فرو گذاشتن چیزی است که می­‌بایست مورد توجه و اعتنا قرار گیرد.
از غفلت عموما تعبیر به «خواب» می شود چون در خواب نیز مشاعر انسان تعطیل می شود و ابزار ادراکی کار نمی کند؛ از این رو متضاد این ریشه «یقظه» یا بیداری و آگاهی است.
در ادبیات سلوکی، «یقظه» اولین منزل از منازل سیر و سلوک است یعنی انسان از خواب غفلت، که "دنیازدگی" و "عادات" است بیدار می شود و به حقیقت وجودی خود، آگاهی و توجه پیدا می کند.
غفلت در زبان دین مفهوم گسترده‌ای دارد از جمله: غفلت از خدای متعال و غفلت از ناپایداری دنیا و غفلت از شیطان و وسوسه‌های او و در یک بیانِ کلی، غفلت از اموری که به نوعی با سعادت انسان ارتباط دارد.
🔰 قرآن کریم غفلت را نتیجه گوش فرا ندادن به یادآوری های انبیاء به علت مشغول شدن به بازی در سرای دنیای فانی می داند.
‼️نکته:
غفلت غیرعمدی ناشی از نا آگاهی،نرسیدن پیام یا نبود تذکر، در قرآن عذر مقبول بوده و مورد عفو قرار می گیرد:👇
... ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى‌ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ: این بدان سبب است که پروردگارت هرگز شهرها را به ستم هلاک نمی‌کند در حالی که اهل آن در غفلت باشند.
ولی غفلت عمدی وقتی حق روشن شده و حجت تمام شده، اینجا دیگر غفلت به اعراض و تغافل نزدیک می‌شود، نه صرف بی‌خبری و در قرآن این نوع غفلت محل نکوهش است که می تواند جایگاه انسان را به پایین تر از حیوان تنزل بدهد:👇
اوُلئِکَ کالاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ اوُلئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ
√ مفاهیم تَرک، بی‌نشانگی، بی‌حَسَب‌ و نَسَبی و مانند آن‌ها نیز از آثار و لوازم این معنا و نتیجه آن هستند.
🔸على حين غفلة: به طور ناگهانی، سرزده، ‌بی خبر.
🔸غافِل اسم فاعلی از این ریشه بوده به معنای بی توجه، بی دقت، بی خبر و نا آگاه است.
🔸غَفَلْ مصدر از این ریشه بوده، به فراخى در زندگى گفته می شود، یعنی آنقدر نعمت در زندگی هست که قابل شمارش و رسیدگی نیست و رها می شود.
غَفَل به چرت زدن و نیم خواب شدن هم گفته می شود.
به هر چیزی که نشانه‌ای ندارد نیز غَفَل می‌گویند، گویی به حال خود رها شده است.
√ «شترِ غَفْل» یعنی شتری که بر آن داغ و علامتی نیست.√ «زمینِ غَفْل» زمینی که رها شده و در آن عمارتی نیست.√ «مرد غَفَل» مرد ناکار آزموده یا مردی که نسب و حسب شناخته‌ شده‌ای ندارد.
🔸غُفْل: بی نام، آنچه از تیر قمار یا ستور که بی نشان باشد، آنکه به خیر و شر او امید و بیم نباشد.
√ غُفل مِن التاريخ: بدون تاريخ√ غُفْل مِنَ الشُّعراءِ: شاعر گمنام
🔸تَغافُل مصدر از باب تفاعل بوده، یعنی خود را به غفلت و فراموشی زدن.
🔸اِغفال مصدر از باب اِفعال بوده به معنای به غفلت و بى خبرى انداختن، فريب دادن، به فراموشى سپردن و بى‌نشان كردن است.
و حالا می پردازیم به مثالهای قرآنی این ریشه:

🔺غَفْلَت: بی خبری، نا آگاهی

🌿 مثال: ٱقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُّعْرِضُونَ: زمان حساب مردم نزديك شده و آنها در بى‌خبرى همچنان روى‌گردانند

🌿مثال: وَدَخَلَ ٱلْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا: و موسى وارد شهر شد، در حالى كه مردم (از ورودش) بى‌خبر بودند

🔺غافِل: بی توجه، بی خبر؛ جمع آن می شود >>> غافِلین، غافِلون

🌿 مثال: وَلَا تَحْسَبَنَّ ٱللَّهَ غَٰفِلًا عَمَّا يَعْمَلُ ٱلظَّـٰلِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ ٱلْأَبْصَٰرُ: و مپندار كه خدا از اعمالى كه ستمگران مى‌كنند غافل است (بلكه كيفر) آنها را تاخير انداخته براى روزى كه چشمها در آن روز خيره مى‌شود

🌿 مثال: يَعْلَمُونَ ظَٰهِرًا مِّنَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ ٱلْأٓخِرَةِ هُمْ غَٰفِلُونَ: آنها تنها ظاهرى از زندگى دنيا مى‌دانند و از آخرت غافلند

🌿 مثال: وَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْغَٰفِلِينَ: و از غافلان مباش

🔺غافِلَة: مونث غافل، بی خبر، جمع آن می شود>>> غافِلات

🌿 مثال: إِنَّ ٱلَّذِينَ يَرْمُونَ ٱلْمُحْصَنَٰتِ ٱلْغَٰفِلَٰتِ ٱلْمُؤْمِنَٰتِ لُعِنُواْ فِي ٱلدُّنْيَا وَٱلْأٓخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ: كسانى كه به زنان با ايمان عفيف بى خبر از كار بد، تهمت بزنند محققا در دنيا و آخرت ملعون می شوند و برای آنان عذاب سختی است.

🔺اِغْفال: غافل کردن

🌿 مثال: وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا: و از كسی كه قلبش را از ياد خود غافل ساختيم اطاعت مكن

برچسب‌ها

مطالب مرتبط